تبلیغات
بوی یاس

بوی یاس
وبلاگ سیاسی مذهبی بوی یاس (فدایی ولایت )

 سردار سرتیپ پاسدار (ابوالفضل لشکر 19 فجر ) شهید عنایت الله بازگیر

 

آن زمان كه نزول آیه های عشق، پایان حكمرانی قانون ابلیس را اعلام كرد و دوزخیان، تابوت لاشه دو هزار و پانصد ساله را تشییع كردند و شبان وادی ایمن به مراد رسید  غبار توهم به كناری رفت، دستهایی به رشادت سپیداران قد برافراشتند، چشمانی به روشنی خورشید درخشیدند و قلبهایی به نجابت و صمیمیت گلها روییدند. با دیدن آنان، ناخودآگاه عده ای انگشت تحیر به دندان گزیدند كه اینان دیگر از كدام سلاله اند، بی خبر از آنكه آنان در دوران عطشناكی، ریشه در ابر داشتند و در استیلای فرعون، خدمت شعیب می كردند. ، دلی داشتند به وسعت دریا و بازوانی به استقامت كوه و نگاهی كه انتظار را معنا می كرد. بی شک سردار شهید عنایت اله بازگیر یكی از این سرافرازان سربلند بود

او هرگز به تسلیم نیندیشید و دار سرنوشت خود را همیشه بر دوش می كشید، مرهم آلام و مصائب را از لابلای سطور كتاب آسمانی كه در اصل قانون زندگانی او بود می جست، چرا كه به وحی ایمان داشت، به اعجاز عشق می ورزید و تولد صبح را باور داشت.

اما این تنها او نبود كه اینگونه بود، بلكه تاریخ انقلاب، پر از عنایت هایی است كه همیشه دریچه های نگاهشان به سمت حقیقت باز و قلبهایشان گلخانه های نجابت بود. انگار كه آمدنشان به دنیای خاكی تنها به این انگیزه بود كه پیام آور آزادی و آزادگی باشند و قاصد پاكی و صداقت .

دوران كودكی:

عنایت الله بازگیر در سال 1342 هجری شمسی در روستای امام زاده نورالدین(ع) از توابع شهرستان كهگیلویه متولد شد. وی از همان ابتدای تولد، در میان خانواده از محبوبیتی خاص برخوردار بود و در عین حال دارای استعداد و هوش سرشاری بود. زمانی كه پای در راه مدرسه گذاشت، توانست این هوش و استعداد را بیشتر نشان دهد. ذهن قوی و حافظه خوب او باعث شده بود كه در درسهایش نمرات بالایی داشته باشد.

سردار شهید عنایت اله بازگیر از همان كودكی با وجود كمی سن، با افراد مختلف بسیار پخته و حساب شده برخورد می كرد، به گونه ای كه رفتارش نشان می داد كه یك سر و گردن از نظر عقلی بالاتر است. از كودكی علاقه زیادی به مطالعه داشت. بیشتر اوقات خود را صرف مطالعه كتاب، آن هم كتابهای مذهبی می كرد و به این وسیله به پرورش روح و فكر خود می پرداخت.

شهید بازگیر پس از اتمام تحصیلات ابتدایی در زادگاهش روستای امام زاده نورالدین(ع) جهت ادامه تحصیلات به شهر دهدشت هجرت كردند.

تحصیلات دوره راهنمایی خود رابازحمت وپشتکار فراوان و دور از خانواده ، در شهردهدشت ادامه داده و در ایام تعطیلی مدارس نیز جهت كمك به امرار معاش خانواده در شركت ترانس ترمینال واقع در بندر امام خمینی (فعلی) و در كنار پدر خویش مشغول به كار می گشت. پس از اتمام دوره راهنمایی وارد هنرستان كاوه سابق (شهید باهنر فعلی) شد و در رشته برق ساختمان، شروع به تحصیل نمود.

این دوران را می توان به عنوان نقطه عطفی در زندگی عنایت به حساب آورد، او در این دوره توانست با وسعت بخشیدن به آگاهی های خود و روی آوردن به مطالعات مذهبی، دنیای خود را گسترش دهد و توجه خود را به اجتماع و افراد جامعه معطوف نماید.

آن زمان که عمال رژیم شاه، به جهت وابستگی به غرب و فرهنگ سعی می كردند برنامه فرهنگی مملكت را طوری پی ریزی كنند كه مغایر با فرهنگ اسلامی باشدو بدین جهت هر گونه طرز تفكری را كه ریشه در فرهنگ و تمدن اسلامی داشت، در نطفه خفه می كردندواگر كسی در مراكز آموزشی، بدین مهم همت می گماشت و برای ترویج فرهنگ اسلامی قدم بر می داشت، به انحناء مختلف با مانع تراشی و آزار روبرو می کردند. با این حال و با وجود حاكمیت چنین سیاستی بر كل كشور، عنایت سعی داشت تا هر چه بیشتر فرهنگ غنی اسلامی را در محیطی كه زندگی می كرد گسترش دهد. از این رو پیشنهاد برگزاری نماز جماعت را در محیط هنرستان مطرح که علیرغم مخالفت شدید مسئولین مدرسه وتهدید آنان ،آن را عملی نمود. و با این حال وی با شركت در مجالس و محافل مذهبی، سعی در ترویج و رشد اینگونه نشستها را داشت. در كنار فعالیتهایش، برای افزایش آگاهی های مذهبی و علمی خود، از مطالعه كتب مختلف غافل نمی شد، هر وقت كه فرصت می یافت به سراغ كتاب می رفت و با بهره گیری از این چشمه جوشان، روح تشنه خود را سیراب می كرد به نحوی كه شبها تا دیروقت به مطالعه می پرداخت و آنچه را كه از لابه لای كتابها می آموخت سعی می كرد در زندگی اش به تجلی در آورد.

سردار رشید اسلام شهید عنایت الله بازگیر پس از قبولی در سال سوم برق آن زمان كه می توانست با آن بلوغ فكری تراوشات ذهنی خویش، در زمره تحصیل كنندگان عالیه و از كسانی باشد كه مدارج علمی را ترقی بخشد و بعدها در صف آبادكنندگان دنیا و مافیها باشد، با شروع جنگ تحمیلی ، روحش در جماران پیر خمین پر زد و عاشقانه و عارفانه با شركت در عملیات بیت المقدس پرواز به سوی معنویت خداوندی را آغاز نمود.

پس از 6 ماه حضور داوطلبانه در خطوط مقدم جبهه در سال 1360 وارد سپاه گردید و به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کهگیلویه(دهدشت) در می آید و با خویش عهد می بندد كه تا آخرین قطره خون خود، چنانچه نه تنها خدایش شاهد است. بلكه منظره دیدنی است برای خلق خدا، و تا پیروزی كامل اسلام و زوال و نابودی تمام عیار كفر و استكبار جهانی، از پای ننشینند، چنانكه ننشست.

همین عهد و وفا و اخلاص باعث شد تا پس از حدود یكسال حضور در جبهه های جنگ، با نظر مسئولین سپاه در تهران عزیمت نموده و دوره های آموزش فرماندهی گردان را فرا گیرد.

پس از گذراندن دوره ی فرماندهی مجدداً وارد جبهه های جنگی می شود و در اكثر عملیات های رزمندگان از جمله (طریق المقدس)- فتح المبین – رمضان- محرم فتح خرمشهر- ولفجر 3و4و5 – خیبر – بدر – قدس 3 حضور قاطعانه و خالصانه می یابد. و چنان از خود فداكاری و از خودگذشتگی نشان
می دهد كه حقیقتاً تاریخ به عنوان تحلیل گر صادق بر قلب مبارکش نام مقدس عنایت را حكاكی خواهد كرد.

بدون مبالغه و اغراق در محدوده ی خصوصیاتش اعم از مذهبی ، اخلاقی و … فرماندهی گمنام، پاسداری مخلص ولی دارای انگیزه ای بس ریشه وار و عمیق و درونگر بود.

روحیه ی حقیقت جو و كاوشگر او، آكنده از عطوفت وی، كه نشأت گرفته از این واقعیت عینی كه نسبت به رهبرش و مكتب و عدالت داشت، قابل تمجید و تقدیر بود. او در حالیكه در شئون زندگی ممتاز بود، در میدان رزم، فرماندهی تمام عیار و مبارزی نستوه، در میدان كار و كوشش ، جهادگری مسئول و در كانون گرم خانواده محفلی گرم داشت.

او به عنوان پاسداری فداكار و ایثارگر و فرماندهی از همه نظر لایق در مرزهای جنوب و غرب كشورمان به ایجاد نظم و ثبات امنیت و استقرار حكومت اسلامی همت گماشت. شهید بازگیر آنگونه بودكه در چهره اش روحیه شهادت طلبی به روشنی دیده می شد و همین شوق بود كه عارفانه او را در تمام ورطه های سخت می كشانید و بی واهمه به پیشواز خطر می رفت و از میان باران گلوله و طوفان آتش عبور می كرد.

او به عبادت مقید بود نماز را از روی اخلاص می خواند، پس از بجا آوردن نماز، قرآن می خواند و این كار برای او ملكه شده بود به نحوی كه در طول سال، گاه چند بار قرآن را ختم می كرد و تا آنجا كه مقدور بود به دیگران هم توصیه می كرد كه هیچ گاه تلاوت قرآن را از یاد نبرند. از شنیدن آیات الهی و شركت در مباحث عقیدتی و اخلاقی لذت می برد.

عنایت قله آمالش را در شهادت به معنای خدمت و اطاعت خالصانه از خداوند و گزینش رنج و مشكلات در راه خداوند را بالاترین لذت خود می دانست. آنچنانكه در قسمتی از وصیت نامه خود می نویسد:

من نه با عشق به شهادت و نه با هدف اینكه از زیر بار مسئولیت شانه خالی كنم و نه به این منظور به جبهه می روم تا شهید شوم و از این دنیا خلاص شوم و خودم را از گرفتاریها و بدبختیهای آن آزاد كنم، بلكه خدا می داند كه همیشه از او می خواستم به من توفیق خدمت و اطاعت خالصانه و عبادت عطا فرماید و هرچه رنج و گرفتاری در این دنیا هست در صورتیكه انسان ساز و در جهت قرب به او و مایه تكامل در مسیر الی الله است و خلاصه هر رنج و زحمتی كه رضای خدا است از من دریغ نفرماید كه بودن در این دنیا و عبادت او و كشیدن درد و رنج در راه خدا بالاترین لذت را دارد.

و مردان الهی، تولد، زیست، زندگی و مرگشان الهی و خدایی خواهد بود و عنایت الله بازگیر نیز دلاوری بود كه خاكهای غرب و جنوب، صحراهای گرم خوزستان و سرمای كردستان و بالاخره یاران و همرزمان ایشان گواه بر این امرند كه او خدایی بود…

و پروازی روحانی تا مقصد حضرت دوست خواهد داشت. سرانجام شب 20 بهمن  1364 فرا رسید و تصمیم گیری برای عملیات غرورآفرین والفجر 8 و عبور از اروند پس از بررسی های بسیار و استفاده از تجربیات گذشته به نتیجه منجر شد .

سردار شهید بازگیر چندین بار قبل از عملیات جهت توجه نیروهایش ، کادر گردان را به نزدیکی محور عملیاتی برده ، تک تک آنها را توجیه می کند. همرزمان ایشان در بیان خاطراتشان اظهار می دارند که هر چه به عملیات نزدیکتر می شدند، معنویت و حالت روحانی شهید بازگیر بیشتر و بیشتر می شد و ذکر خدا و راز ونیاز او گویای این بود که پروازش به سوس معبود نزدیک است.

 ساعت 30/22  مورخ 20/11/64  با رمز یا فاطمه الزهرا (س) عملیات شروع می شود. گروهی غواص که چند ساعت قبل از اروند عبور کرده بودند خود را به پشت کمین و سنگرهای دشمن رسانده و اقدام به پاکسازی سنگرهای خطوط اول دشمن می کنند و در مرحله بعد نیروهای پیاده خودی که در ساحل اروند پیاده شدند وارد عمل شده  و همراه با تجهیزات سنگین خود در دل شب و ازمیان آب و  آتش سوار بر قایق بر ساحل ناشناخته اروند پا می گذارند و پس از عبور از میدان آب و آتش برای پیشروی و تصرف  مواضع دشمن وارد عمل می شوند. همزمان با شروع عملیات بارش باران افزایش چشمگیری می یابد که برای مانور تانک ها و نفربرهای زرهی دشمن ایجاد مشکل می کند .

  در جبهه های عملیاتی رزمندگان  در اکثر محورهای عملیاتی به استثنای چند محور موفق به انهدام  و پاکسازی خطوط اول دفاعی  دشمن گردیده اند و همچنان در تعقیب  افراد متواری دشمن به پیشروی و جستجو ادامه می دهند. برادران غواص با اینکه مسئولیت اصلی  خویش  را به خوبی به پایان  رسانیده اند ولی با تعویض لباس  غواضی همچنان به همراه گردان های پیاده در حرکتند. آشنائی آنان با منطقه  مؤثر واقع شده است

سردار شهید عنایت الله بازگیر که همراه با نیروی تحت امرش مأموریت اصلی خود را که شکستن خطوط مقدم دشمن و پاکسازی منطقه  بوده را به پایان رسانیده، با اعلام سردار نبی رودکی فرماندهی لشکر19فجر مبنی بر اینکه در یکی از محورها به علت وجود موانع زیاد و آتش پر هجم دشمن امکان پیشروی وجود ندارد و نیروهای عمل کننده  تلفات زیادی را متحمل شده اند، مأموریت عبور از این خط و آزاد سازی محور را به عهده می گیرد و با سازماندهی مجدد گردان و به عهده گرفنتن فرماندهی آن عبور از سخت ترین محور را که مقاومت دشمن در مقابل  رزمندگان آن را به یکی از محورهای بسیار حساس تبدیل کرده به عهده می گیرد. دشمن با استفاده از انواع سلاح نیم سنگ مثل تیر بار و دوشیکا و استقرار این ادوات بر روی ساختمان های مشرف به منطقه تعداد زیادی از رزمندگان را به شهادت رسانیده و یا زخمی کرده در این اوضاع، شهید بازگیر با درک صحیح  از موقعیت منطقه و اینکه در صورت وارد عمل کردن گردان ،امکان از دست دادن تعداد زیادی از نیروها وجود دارد ،لذا خود به اتفاق چند از نفر نیروی زبده ازجمله آقای علیمردان روستاد از فرماندهان گروهان غواصی که با منطقه آشنایی بیشتر ی دارد، جهت از میان برداشتن موانع پیشرو وارد عمل می شوند، و با پیشروی در عمق محور و نزدیک شدن به ساختمان هائی که رزمندگان  از آنجا  مورد هدف قرار می گرفتند، در نزدیک ترین نقطه ممکن استقرار می یابند. 

 فرمانده گردانی که تا کنون به همراه نیروهایش جنگیده و تا عمقی از خاک عراق به سختی نفوذ کرده ، با روحیه ای  سرشار از تحور وشجاعت از دیگران  سبقت می گیرد و دست به آرپی چی می برد و موشکی برای شکار تیر بار دشمن در قبضه می گذارد و با دلاوری مثال زدنی، ماشه آرپیچی را می چکاند، با انهدام اولین سنگر دشمن  صدای الله اکبر رزمندگان به هوا بلند می شود، بلافاصله برای شلیک  دومین موشک آماده می شود لیکن فرماندهی که چنین دلسوز  و فداکار در جلوی  نیروهایش حرکت می کند، به ناگاه از ناحیه قلب مورد اصابت تیر مستقیم  دشمن قرار می گرفته وبه دیار معبود میشتابد.

 سردار شهید بازگیر از معدود فرماندهانی است که چنین فداکارانه جان خود را درطبق اخلاقی گذاشته تانیروهایش به راحتی از محور عبور کنند.

  شهادت او روحیه ای سرشار از خشم و اراده ای  مصمم  را در میان رزمندگان بوجود آورد و نیروها  با عزمی راسخ به ادامه عملیات و پیشروی در محوری پرداختندوگردان ها هر لحظه به خط الحاق نزدیک تر شده  واموانع باقی مانده را از سر راه برداشتند و سرانجام پر از چند ساعت از شروع عملیات شهر فاو به تصرف رزمندگان اسلام  افتاد و این درحالی بود که سرداران دلاوری همچون بازگیر با ایثارو فداکاری و نثار خون خود  موجبات این پیشروی و فتح عظیم را فراهم آوردند

 سردار شهید عنایت الله بازگیر در موقعیتی که می توانست نیروهای تحت امرش را از طریق بیسیم  هدایت کند ،خود جلودار می شود و جان خود را فدا می کند تا نیروهایش با سلامت و اطمینان خاطر بیشتری به عملیات ادامه دهند.

 فتح فاو مرهون جانفشانی و ایثار و اهداء خون دلاوران همچون بازگیر است که جهت تعقیب متجاوز و کوتاه کردن دست دشمن از امکان پرتاب موشک به شهرهای ایران، بالاترین  و بهترین و گرانبهاترین کالا یعنی جان خود را نثار کردند تا ایران وایرانی همچنان سر بلند سرافراز  و پابرجا باشد

 





طبقه بندی: سرداران استان فارس، وصیت نامه شهدا،
برچسب ها: سردار، سرتیپ، شهید، شهدای فارس، استان فارس، زندگی نامه شهدا، وصیت نامه شهدا، شهید عنایت ااه بازگیر،
[ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 05:43 ب.ظ ] [ رضا مردانه ]
درباره وبلاگ

خدایا تا ظهور آقامان امام خامنه ای را برایمان نگه دار .
آمین


یاس یعنی بوی دل بوی بهشت / یاس یعنی فاطمه حیدر سرشت
امار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
پخش زنده حرم امامان معصوم و اماکن مقدس وصیت نامه شهدای 8 سال دفاع مقدس خاطرات و داستان های زمان جنگ تصاویری از شهدا و امام شهدا یکی از بزرگترین مراجع حدیث شعر های امام خامنه ای تصاویری از امام خامنه ای شعر های امام خمینی پیامک و سخن بزرگان دانستنی ها