تبلیغات
بوی یاس

بوی یاس
وبلاگ سیاسی مذهبی بوی یاس (فدایی ولایت )

متن وصیت نامه سردار رشید اسلام ،معاون تیپ فاطمه الزهرا ( سلام الله علیها)، فرمانده گردان امام رضا(ع) لشکر 19 فجر، معلم عارف ،ورزشکار قهرمان ( دوومیدانی – فوتبال ) ،رئیس اداره تربیت بدنی ، پاسدار شهید دکتر

خانمیرزا استواری


قسمت دوم

به امّت حزب ا... بگویم که اگر سخنان امام را سرمۀ چشمتان نکنید و التیام روحتان قرار ندهید و رنگ چهره تان نسازید و چراغ هدایتتان نکنید و استشمام مشامتان نسازید و محتویّات حواستان نکنید ، آنجاست که اسلامتان اسلام انبیاء و اوصیاء نیست ، آنجاست که تسلیم خلیفۀ خدا که نائب مهدی (عج) و معلّم قرآن است نشده اید ، اگر تسلیم این معلّم قرآن و این پیر کاشف ِ مکر دشمنان و این شیعۀ واقعی علی (ع) و این مرد معنویّت و اعلمیّت و انسانیّت و مرجعیّت و این نائب بر حق مهدی (عج) و این عصارۀ پیام خون شهداء و مخلص خدا نشدید بدانید که دیوار وجودتان کج گذاشته شده و آن دیوار را از بیخ و بن خراب کنید و دوباره با تقلید از این مرد علم و سیاست و عصارۀ ایمان بسازید تا عزرائیل جانت را نگرفته و ملکۀ روح جان دگر بگیر .

شما را وصیّت می کنم که همانطور که خطاب امام است ، ای امّت حزب ا... این پروانه های اطراف شمع ولایت فقیه را یاری کنید. جهان مرده با چنگال های خونین ، دشمنیهای ظاهری خود اعمّ از عقیدتی و فرهنگی و اقتصادی را در بین خودشان کنار گذاشته و همه بر علیه این چراغ هدایت ( انقلاب اسلامی ) دست ائتلاف داده اند ، جهان خونخوار با کفر و شرک و باطل خود پیمان دارد و اگر تو ای حزب ا... با معلّم خود و خدای خود و دانسته های خود عقد نبسته ای پست تر از آنها خواهی بود ، آنکه اسمش را مسلمان گذاشت و گفت من تسلیم خدایم ، اگر حرف و پیام خدا را مقیّدش نباشد از هر موجودی پست تر است .

من دشمن آن کافرم که جز این، جهان دگر ندید                      پیمان به آن شناخت جاهلانه بست و ثمر نچید

از آنکه ندارد وثیقه ای به هیچ دردی                                       گو لعنتم کند حیوان اگر گویمش مثلی

در تاریخ هیچ قدرتی انبیاء و اوصیاء علی الخصوص علی (ع) را نتوانست به نام کفر و شرک از پای در آورد و یا حسین (ع) را به شهادت برسانند و یا ائمّۀ اطهار را به شهادت برسانند تنها از خود مسلمانان و خود آنهائی که پیشانی هایشان پینه بسته بود و از خلافت الهی کنار گذاشته شده بودند اسلام ضربه خورده است و مواظب باشید هیچ قدرتی نمی تواند با اسلام زنده در ایران مبارزه کند و آن را از پای در آورد ، اگر از ریسمان خدا جدا شوید و از ولایت فقیه بمانید (باید فاتحه اسلام را بدست همین تسلیم شده گان جاهل بخوانید). به تاریخ نگاه کنید کجا اسلام از کافران و مشرکان شکست داشته است پس اگر داخل را اصلاح کنید و به فریاد اسلام در درون برسید و اختلاف نظرها را اصلاح کنید بدانید که بزودی جهان تحت تسلّط حاکمیّت الله در خواهد آمد . ان شاء ا... ، از وضعیّت مرودشت نمی گویم ، می ترسم از وصیّتم سوء استفاده شود ، امّا همین قدربگویم که اگر گاهی اشخاصی را رسوا می کردیم یا جریانی را می کوبیدیم و یا در مقابل افرادی بد اخلاقی می کردم به خاطر تعصّبم به اسلام و توقّعم از جامعه بود ، نمی توانستم به خود بقبولانم که با این همه روشنائی و ارزش اخلاق اسلامی ، عدّه ای باز فساد را می خواهند طی کنند . اگر با جریانی مخالفت کردم ، می دیدم خون شهداء فریاد می زنند چرا نشسته ای مگر ما برای اسلام خون ندادیم تو چرا نشسته ای؟ خجالت نمی کشی ، شرم نمی کنی ، این خون شهداء بود که ما را حرکت می دهد و نمی گذارد اسلام و امام ضربه بخورد ، این دست خود ما نبود و نصیحت می کنم که اسلام از مسلمانان ضربه خورده است ، مواظب جریان های ساختگی آمریکا و شوروی به نام اسلام باشید که هیچ راهی جز این برای اسلام ضربه پذیر نیست ، اسلام روئین تن است و تنها از همین طریق ضربه ها خورده و باز جان گرفته است اگر اسلام خواستید ، اگر روسفیدی در قیامت می خواهید ، اگر در مقابل پیامبر (ص) طالب سر افکندگی نیستید و (خواهان حق هستید) بدانید دنیا مخالف حقّ است این ستمگران دنیا دزدند و اژدها ، مخالف روشنائی هستند ، باید طاقت داشته باشید ، باید تحمّل کنید. اگر کمبودی احساس می شود که نمی شود ، تحمّل کنید هر جا محتکری دیدید بنا به صلاح اسلام به مسئولین خبر دهید و هر جا کم کاری از مسئولین دیدید یخۀ او را بگیرید ، اسلام در خطر است ! زنده بودن در خطر است ، قرآن در خطر است . الان دشمنان داخلی اسلام ( مارقین و قاسطین و ناکثین ) میدانند که اسلام تنها سرنوشتش در این جنگ است ، هر جا سخنرانی دیدید که از جنگ و جهاد سخن نمی گوید اورا مؤاخذه کنید ، هر جا سخنرانی دیدید که از شهید و و خانوادۀ شهید و فلسفۀ شهادت با قداست سخن نمی گوید معترض شوید هر جا سخنرانی ، شما را به امور دیگر غیر از مسائل پر اهمیّت مشغول می کنند ، او را محکم بکوبید ، آنهائیکه پیرو شریعتمداری هستند اگر با انقلاب همگامند و دیگر مقلّد آن شخص نیستند ،اورا هم یاری کنید تا انقلاب به ثمر برسد و هر جا مخالفت از او دیدید و کم کاری دیدی ، همچون علی (ع) که معاویه را با همۀ واسطه کارهای مردم کنار گذاشت و هیچ مصلحتی را جایز نشمرد، مصلحت ندانید ، او را کنار بگذارید که شرعاً مسئولید ، آنهائیکه به شهداء توهین می کنند آنها را کنار بگذارید ، ای مسئولین از موقیّتها و سمت ها و پست ها و این عنوان های قراردادی نترسید که از دستتان در می رود ، این قراردادهای خلق السّاعه زود تمام می شود ، ای مسئول تو قراردادی همیشگی با خدا داری ، اسلام را نگذار ضربه بخورد ، شهداء از شما ادامۀ راه می خواهند ،خدای نکرده در درگاه خداوند پیش شهداء شرمنده نشوید که از آنها جدایتان کنند و شما را با مارقین و ناکثین و قاسطین و صدّامیان و شاه و دار و دسته اش یکجا جمع کنند و شکنجه دهند . ما رفتیم ، می دانیم که شما هم می آئید رزمندگان و شهداء رفتند و شما هم حتماً می روید ، به خودتان بباورانید که همین زود ها خواهید رفت ، از چه راهی باشد دست خودتان است ، یک طرف دنیا و زرق و برقش و در طرف دیگر آتش و سپس گلستان ابراهیم ، آتشی که سعادت و خوشبختی دارد ، آتشی که تسخیر قلّه های عظیم جاودانگی و مردانگی را در بر دارد . خواهی آمد ، غصّه نخور، طلب مرگ برای خود نکن در طلب آن باش که مرگ را بکشی . از پدرم و مادرم و برادرانم می خواهم که اگر خداوند مرا جزء عاشقان واقعی خودش قرار داد و شهید شدم و زودتر از آنها به قافلۀ حسین (ع) و انبیاء رسیدم نگرانم نباشید ، با پند و اندرز و نصیحت هایتان و روحیه هایتان با خون ، درخت اسلام را آبیاری کنید . نگران می شوم که اگر با عاطفه با خون من برخورد کنید ، عقلی و عزمی نگاه کنید که خون شهید عالمی معنا و عصاره ای پویا و محرّکی تکان دهنده است ، نگران نباشید ، خواهید آمد. اگر خدا اجازه ام دهد شما را شفاعت می کنم و در همانجا با شما خواهم بود و برای همیشه از هم جدا نمی شویم . به مادرم می گویم : خوشحال باش که زحمت هایت نتیجه می دهد ، صبور باش که میزبانی را برای مهمان داری از خودت ، جلوتر فرستادی تا تو را زمانی که آمدی مهمانی کند. اگر ازدواج نکردم بدان که تربیت تو مادرم بود که به من شرم وحیا داد ، شرم و حیاء تو بود که به من شرم وحیا داد ، پاکی دامنت بود که مرا پاک کرد. در طول عمر، شاید انگشت شمار به چهرۀ نامحرمی نگاه کرده باشم که آن هم شاید اتّفاقی بوده،این ازحیا و شرم توست ای ماذر، مادر : من با خدای خود در کوچکی قصد کرده بودم زن نگیرم شاید خدا دعایم را مستجاب کرده باشد و بخواهد با حورالعین ازدواج کنم ، الآن هم شرمم می شود اسم زن بیاورم ( چون می ترسم که مانع حرکتم به سوی خدا شود و وابستگی مرا زیاد کند که از جبهه دور شوم و غافل بمانم ) ، فعلاً زن من انقلاب استکه باید برای آن مال و جان بدهم و فعلاً باید انقلاب را نگه داریم که این واجب است .

از پدرم تشکّر می کنم که با اخلاص نیّت و با سادگی معنوی و با وارستگی از دنیا مرا بزرگ کرد ، می دانم پدر جان تو را نشناختم ، تو بزرگوارتر از آن هستی که بشناسمت ، می دانم که کسانی بودند که به تو ظلم کردند و تو می توانستی از آنها انتقام بگیری امّا گذشت داشتی و این برای ما قابل هضم نبود و معترض شما می شدیم ، مرا ببخش. از همۀ اقوام برای من طلب مغفرت کن که نتوانستم صلۀ رحم کنم و به همۀ آنها سرکشی کنم ، خودتان مطّلع هستید که در این مدّت پس از انقلاب خیلی کم بیکار شدم و کمتر وقت پیدا می کردم که حدّ اقل برای آخرتم کسب معاشی کنم ، خلاصه مرا ببخشید . از همۀ اقوام می خواهم که قدری به فکر روزی بیفتند که در قبر تنهای تنها هستند که فقط یاری اسلام و عمل خیر و راستگوئی به دردشان می خورد . انقلاب را رها نکنید ، این قدر در غفلت به سر نبرید و این قدر بی اعتنا به جنگ وجهاد نباشید . بالاخره شما هم همین روزها خواهید آمد. تنها عکس امام در خانه ها کفایت نمی کند روش و عمل امام را در خانه ببرید ، تنها سرود های انقلابی را یاد بچّه ها ندهید و دلتان خوش نباشد که سرود می خوانند ، خطّ امام و روش وعبادت امام و سیاست و علمیّت و مرجعیّت امام را در خانه هایتان ببرید و خانه ها را و خانواده ها را مزیّن کنید .روحانیّت را رها نکنید ، از ایّام الله حد اکثر استفاده را ببرید ، به مسئولین عرض می کنم که فکر رفع تکلیف نباشید ، ساعت را نپائید ، نتیجۀ کار را بپائید و جویا شوید انقلاب فعلاً به کار نیاز دارد ،معیار های اسلامی بودن و عمل خیر همگام انقلاب بودن است ، اگر مسئولی این چنین نیست باید ترجیح داده شود ، کنار رود. به فریاد فقرا برسید و کمیتۀ امداد باید بداند وظیفه اش سنگین است ، چرا به خانه های فقرا سر کشی نمی شود ، چرا به موقع به دادشان نمی رسند ؟ سواره ها را مسئول نگذارید که از پیاده ها خبر ندارند جبهه نرفته ها نمی توانند ادّعای حفاظت از انقلاب را کنند ، خانوادۀ شهداء را یاری کنید ، بنیاد شهید باید فعالیّتهای فرهنگی و عاطفی خودش پر کنندۀ خلاء خالی از جوان خانوادۀ شهداء باشد اگر برغم خانوادۀ شهداء افزوده شود بنیاد شهید در مقابل خدا چه می گوید ؟ چه جواب می دهد؟ اگر بنیاد شهید به این جمله معنا ندهد چه کسی جوابگوست ؟ اگر رزمندگان اسلام از پشت جبهه و ما یحتاج خانواده اش در پشت جبهه ناراحت باشد چه کسی در پیشگاه خدا جواب می دهد؟ سپاه که باید حافظ اسلام باشد ، اگر حافظ رزمندگان نباشد اسلام را حفظ نکرده است ،اگر سپاه نتواند به درد خانوادۀ رزمندگان برسد کجا از اسلام پایداری کرده است ؟ اگر به فریاد مظلومانۀ فرهنگ اسلامی در جامعه نرسد چه کسی وظیفه دارد؟ پاسداری از اسلام تنها نگهبانی دادن نیست ، ترویج فرهنگ اسلامی ، حفظ خانواده های شهداء و رسیدگی به امور رزمندگان اسلام و بیان فلسفۀ شهادت همه در حفظ اسلام مؤثّرند . چرا نیروهائی که نمی توانند در بعضی از مسئولیّت ها فعّال باشند باید با بی تفاوتی مسئولین بالاتردر سمت های خود بمانند ؟ جواب ناراحتی حزب ا... را چه می دهند ؟ مگر آنها برای رضای خدا حرف نمی زنند ؟ چرا نظر یک شخص را باید بر عدّۀ زیادی از مردم حزب ا... و ستون های انقلاب ترجیح دهند ؟ ( تحقیقات شود امور مورد بحث که اگر نشود بین حقّ و باطل فرقی گذاشته نشده است). نصیحتی هم به برادرانی که سنگینی انقلاب را به دوش کشیده اند : عزیزان تقوی آن نیست که تنها انسان از جاهائی که گناه نیست عبور کند ، تقوی آنجا ارزش پیدا می کند که انسان در مصاف با گناه پیروز باشد ، از پذیرش مسئولیّتها شانه خالی نکنید و هر جا سنگری خالی می شود آن را پر کنید ، هر جای انقلاب قادرید فعالیّت کنید ، برای حاکمیّت قرآن و ولایت فقیه در صحنه وارد شوید و حضور پیدا کنید .( برادران حزب ا... ) بعضی مواقع به خود اجازه نمی دهند که مدّعی مقامی شوند و شرم و حیا و تقوی معنوی آنها اجازه نمی دهد و مانع آنها می شود که پا جلو گذاشته وادّعای پذیرش مقامی کنند . اگر خواهان اسلام هستید پا را جلو گذاشته و نگذارید پستی را غیر متّقی و غیر پاکدامنی اشغال کند و مقصودی را دنبال کند که خواست مخالفین انقلاب است . اگر شما به مسئولی ویا جریانی معترض هستید حتماً بهتر آنرا باید پیدا کرده باشید لذا وظیفۀ شرعی است که نسبت به پذیرش ستم ها هر جا اقتضای اسلام باشد تقوی و مدیریّت و شجاعت و قاطعیّت و عدالت را اگر در خود دیدید قدم پیش گذاشته و سمت بگیرید ( و اگر مسئولی چنین خصلت هائی را در خود نمی بیند آن مسئولیّت را باید به دیگری واگذارکند که اگر نکند در مقابل همۀ خون های پاک و مقدّسات باید جوابگو باشد ) مسئولین باید نامه های علی (ع) را به کارگزارانش و فرمان او به مالک اشتر را الگوی خود قرار دهند . مقداری کتاب دارم که می توانید مطالعه کنید یا اینکه به کتابخانۀسپاه تحویل نمائید.

مواظب باشید، در هر صورت فکر حسین (ع) را زنده نگه داشته و نذرها را در جهت ساختن انسانها به طرز ویژگی های حسین (ع) خرج کنید . باز به مادرم می گویم ؛ برایم گریه نکن که دشمنان اسلام و دشمنان خودتان شاد شوند ، فرزندت در صورت اجازۀ خداوند شما را شفاعت می کند.

 

خانمیرزا استواری

9/8/62  




برچسب ها: وصیت نامه، زندگی نامه، شهدای مرودشت، وصیت نامه شهدای مرودشت، وصیت نامه شهدا، شهدای فارس، شهید خانمیرزا استواری، شهید استواری، معلم، عارف، ورزشکار، دو و میدانی، فوتبال، پاسدار، دکتر، سردار، تیپ، گردان، لشکر 19 فجر، خطا، گناه، لبنان، مستضعفین، جهنم، سرمایه، انا لله و انا الیه راجعون، سوره توبه، باغ، جاهلیت، تاریخ، ضبط، شیطان، شیاطین، نذر، مادر، شفاعت، مالک اشتر، امیرالمومنین، امام علی، امام حسین، بهشت،
[ شنبه 22 بهمن 1390 ] [ 11:56 ب.ظ ] [ رضا مردانه ]
درباره وبلاگ

خدایا تا ظهور آقامان امام خامنه ای را برایمان نگه دار .
آمین


یاس یعنی بوی دل بوی بهشت / یاس یعنی فاطمه حیدر سرشت
امار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
پخش زنده حرم امامان معصوم و اماکن مقدس وصیت نامه شهدای 8 سال دفاع مقدس خاطرات و داستان های زمان جنگ تصاویری از شهدا و امام شهدا یکی از بزرگترین مراجع حدیث شعر های امام خامنه ای تصاویری از امام خامنه ای شعر های امام خمینی پیامک و سخن بزرگان دانستنی ها